پارمینپارمین، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 9 روز سن داره

پارمین تکه ای از بلور

پنجمین سالگرد ازدواجمون +دلشوره های مامان

دختر نانازم امشب یعنی 10 آذر مصادف بود با پنجمین سالگرد عقد مامان و بابا بعد از ظهر ی کیک درست کردم و 3 تایی با هم جشن کوچولو گرفتیم و من و بابا رضا کلیییییییییی از  اون روز با هم صحبت کردیم . اینم پارمین ناناز مامان (برای اولین بار بهت گفتم مامان وایستا ازت میخوام عکس بگیرم و تو گوش کردی ) پارمین و کیک مامان پز                    همسر عزیزم .با یک دنیا شور و اشتیاق                    وضوی عشق میگیرم    ...
11 آذر 1392

مرگ بر ویروس

دختر نازم صبح روز 4 آذر که از خواب بیدار شدی خیلی بیحال بودی و بعد از 1 ساعت دوباره خوابیدی تا 1 ظهر که این جور خوابیدن ازت بعید بود منم گفتم چون شب قبل خونه دایی بودیم و دیر وقت اومدیم و اونجا حسابی شیطونی کردی و آتیش سوزوندی خسته ای ولی نگو حالت بد بوده عزیزم .بعد از اینکه بیدار شدی صبونتو نخوردی و بهونه گیری میکردی و یکدفعه حالت تهوع بهت دست داد و کمی بالا آوردی و بعد از 1 ساعتی سرگرم کردنت باز می می خوردی  خوابت برد و توی خواب همش قلت میزدی و به خودت میپیچیدی اومدم کنارت دراز کشیدم ونازت میکردم که یکدفعه مثل فواره بالا آوردی و بیدار شدی بعد از اون بیرون روی هم اضافه شد و خودتم خیلی ترسیده بودی الهی مامان فدات بشه دختر قشنگم ....
7 آذر 1392

تو

عشق کوچولوی من                                        آنقدر از تو پرم                                      که بایستم مقابل باد                                       پشت سرم،       &...
7 آذر 1392
1